![]() |
![]() |
|
|
اینم یه new year kiss برای همه دوستای خوب
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یازدهم دی 1385ساعت 20:56 توسط رومینا |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه نهم دی 1385ساعت 7:30 توسط رومینا |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 7:38 توسط رومینا |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم آذر 1385ساعت 7:59 توسط رومینا |
|
|
همه را می شنوم می بینم! من به این جمله نمی اندیشم! به تو می اندیشم! ای سراپا همه خوبی تک و تنها به تو می اندیشم همه وقت همه جا من به هر حال که باشم به تو می اندیشم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 5:27 توسط رومینا |
|
|
تو بدان این را
تنها تو بدان تو بیا تو بمان با من تنها تو بمان جای مهتاب به تاریکی شب ها تو بتاب! من فدای تو به جای همه گلها تو بخند! اینک این من که به پای تو درافتادم باز! تو بگیر! تو ببند! تو بخواه! قصه ی ابر هوا را تو بخوان تو بمان با من تنها تو بمان من همین یک نفس از جرعه ی جانم باقی است آخرین جرعه ی این جام تهی را تو بنوش!
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 7:57 توسط رومینا |
|
|
سلام به دوستان عزیز
چند روز پیش یکی اد لیست هام برام پیغام جالبی داده بود منم می خوام با اجازه ی اون جمله اش رو بنویسم "یادته یه روز اومدی خونمون....من جلوی درو گرفتم که نری....ولی تو رفتی یعنی باید می رفتی حالا تو اینجایی...توی قلب من... منم مثل اون روز جلوی درو می گیرم که هیچ وقت از قلبم بیرون نری ولی با یه تفاوت کوچولو اونم اینه که دیگه نمی ذارم تو از قلبم بری |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم آبان 1385ساعت 12:22 توسط رومینا |
|
خیلی عزیزی واسه من
ای که به قلبم جون دادی وقتی اسیر شب بودم صبح رو به من نشون دادی کدوم غروب نشونی داد شب از کدوم جاده بیای از عاشقای رهگذر نشونی منو بخوای وقتی صدای من نبود کدوم صدا در تو نشست کدوم ستاره پر کشید تو چشمای تو نطفه بست غریبه ای اما دلم برای تو پر می زنه از شوق پیدا کردنت اسمتو فریاد می زنه ای غریبه خوش اومدی به جشن ساده دلم بیا که من به لحظه هات یه رنگ تازه می زنم ای غریبه...
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم آبان 1385ساعت 11:45 توسط رومینا |
|
|
عاشقي؟؟؟پس گوش کن!
اين رو بدون که يه عاشق هيچ موقع آبرو نداره بدون عاشق به اميد عشقش زنده س بدون يه عاشق، عاشق کشي بلد نيست بدون يه عاشق هرگز دوروغ نميگه مخصوصا به عشقش بدون اگه دوروغي به کسي گفتي يعني اونو کشتي اگه عشقت رو دوست داري هرگز بهش قول نده خجالت و غرور رو بزار کنار اگه دوسش داري بهش بگو، به ساده ترين شکلي که بلدي يا ميدوني که ميفهمه بگو عزيزم دوست دارم، گرچه هيچ موقع نميتوان ارزش اين كلمه را به كسي منتقل كرد |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 6:11 توسط رومینا |
|
|
نگو كه نگويم خداحافظ...مي خواهم ببارم
نگو نبار نگو نبار كه اين همه براي من فريضه هميشگيست نگو نبار نگو نبار تو باورت نمي شود تمام لحظه هاي من به شكل كودكي گذشت به هر بهانه اي دلم شكست و چشم هايم به خون نشست |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 6:9 توسط رومینا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 |
| پیوندها |
|
فقط خودم فقط خودت پرنده رنگ دلتنگی هی دل بده تا پته دلمو برات رو کنم تنها عشق امید بندگی آرزوهای بر باد رفته خیالاتی |
|
RSS
|